آرایه ادبی
چهار پاره یا چار پاره : ( Bukshot) قالب شعری است متشکل از چهار مصرع که در مورد خاصی سروده می شود و بیشتر موضوع آن حکایت و داستان کوتاه اجتماعی و سیاسی و ... و تعداد چهار مصرع بنا به سلیقه و مهارت شاعر تغییر می کند . جایگاه قافیه معمولا در مصراعهای زوج است و شاعران در هم قافیه کردن مصرعهای اول و سوم مختارند . این قالب شعری از ابتکارات شاعران معاصر است .
حاجب : در لغت به معنی دربان و پرده دار Porter) ) و در علم قافیه به کلمه ای گویند که قبل از قافیه بیاید و تکرار شود و به یک معنی باشد .
مانند: هر چند رسد هر نفس از یار غمی
باید نشود رنجه دل از یار غمی
یا : ای شاه زمین بر آسمان داری تخت
سست است عدو تا تو کمان داری سخت
حرف روی : آخرین حرف اصلی قافیه را روی گویند . مانند (را ءما قبل فتحه) در کلمه قمر و شکر در مثال زیر :
رخ تو رونق قمر دارد دم تو لذت شکر دارد
یا(میم ماقبل فتحه )در بیت :
نشسته بود ابراهیم ادهم
پس و پیشش غلامان دست بر هم
حسن ابتدا ــــــ حسن مطلع
حسن اختراع : آن است که شاعر برای اولین بار مضمون و معنی بدیع و تازه آورد که قبل از او کسی نگفته باشد .
مانند این بیت از عنصری :
تیر گویی مگر ز انگشت عزراییل کرد
تیر او را کش اجل ها بر سر پیکان بود
یا از مسعود سعد :
مشک تو بجوشید به تاز آتش رویت
یک قطره چکید از وی و شد نادره خالی
حسن تخلص : آن است که شاعر با واژگانی مناسب و معنایی تازه از قسمت تشبیب یا تغزل قصیده به قسمت مدح یا تنه اصلی وارد شود .
مانند بیت زیر از کمال اسماعیل :
زبان سوسن از تشنگی فتاده برون
چو نوک خنجر دارای بی نظیر و همال
یااز ظهیر:مکن دیگر مدد زلف کافرت که قویست
به عهد شاه جهان بازوی مسلمانی
حسن تعلیل : این آرایه از جمله صنایع هنری در ادب فارسی محسوب می شود و چنان است که شاعر بر ادعای خود دلیلی هنری و ادبی می آورد نه دلیل علمی و حقیقی اما چنان با هنرمندی آن دلیل را بیان می کند که از رنگ هنری و خلاقه در کلام نمی شود چشم پوشید .
مانند : به سرو گفت یکی : میوه ای نمی آری
جواب داد : که آزادگان تهی دستند
یا : زبهر آنکه کند ابر گریه بی سببی
همی بخندد برابر لاله در کهسار
و : تا چشم تو ریخت خون عشاق زلف تو گرفت رنگ ماتم
حسن طلب : آن است که شاعربا حفظ احترام و رعایت حرمت خود و ممدوح خواسته و مقصود مادی یا معنوی را در بیت یا ابیاتی اظهار کند .
مانند : ادب مگیر و فصاحت مگیر شعر مگیر
غریبم و شاه جهان غریب نواز ؟
یا : رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید
وظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبیذ
حسن مطلع : آن است که شاعر بیت اول شعرش را در نهایت ظرافت و زیبایی هنری بیان کند به طوری که شنونده رغبت به شنیدن بقیه ابیات از خود نشان دهد .
مانند : تو از هر در که باز آیی به این خوبی رعنایی
دری باشد که از رحمت به روی خلق بگشایی
یا : دوش در حلقه ی ما قصه ی گیسوی تو بود
تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود
حسن مقطع : یعنی شاعر کلام خود را با بیتی زیبا و جذاب به پایان ببرد .
مانند : ابیات پایانی غزل های حافظ و مولوی
گر به کاشانه ی رندان قدمی خواهی زد