آرایه ادبی
توشیع : در لغت پیچیدن پنبه زده شده است ودر بدیع آن است که؛ شاعر نخست دو موضوع را مطرح می کند سپس به شرح و تفسیر آن مطلب می پردازد .
مانند :
گفتم : مرا دو بوسه فروش و بها مخواه
گفتا : یکی به جان بخری و یکی به تن
گفتم : دوگونه طوق بهر گردن افکنند
گفتا : یکی ز شکر فکند و یکی زمن
یا :آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا
تولید : ( Production=)آن است که شاعر مقداری از الفاظ شعر شاعر دیگر را در بیت بیاورد و معنی نویی تولید کند . این مورد از موارد سرقت ادبی محسوب نمی شود .
سعدی :
چند نصیحتم کنی کز پی نیکوان مرو
چون نروم که بی خودم شوق همی برد کشان
و تولید کمال خجندی از بیت فوق :
من نه به اختیار خود می روم از قفای تو
کان دو کمند عنبرین می کشدم کشان کشان
جزالت : در اصل به معنی استحکام (Coherence)واستواري و زفت و مالامال باشد و در اصطلاح آن است که الفاظ سخن قوی و پر مغز باشد و سخنی را که دارای این صفت باشد جزیل گویند . ( فنون بلاغت و صناعات ادبی، ص 406)
جمع : در بدیع آن است که در بیتی چند صفت یا حکم و یا معنی را دریک چیز یا یک شخص جمع کنند .
مانند :
ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند
تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری
یا:
مردمان جمله بخفتند و شب از نیمه گذشت
وآن که در خواب نشد چشم من و پروین است
یا آیه شریفه : المال و البنون زینته الحیاه الدنیا
جمع و تفریق و تقسیم : در این آرایه شاعر به ترتیب مراحل سه گانه را در بیت یا ابیاتی اعمال می کند .
مانند :
مجلس دو آتش داده بر این از حجر آن از شجر
این کرده منقل را مقر وآن جام را جا داشته
یا رباعی امیر معزی :
چشم من و چشم آن بت تنگ دهان
در بیع و شرا شدند و در سود و زیان
کردند یکی بیع زما هر دو نهان :
آن آب بدین سپرد و ،و این خواب بدان
جمع و تفریق : آن است که شاعر و متکلم چند مورد را در صفتی یا حکمی جمع کند سپس بین آنها جدایی و فرق نهد و آشکار کند که بین آن دو چیز فرق و جدایی در کجاست .
مانند : زخم فرهاد ومن از یک تیشه بود
او به سر زد من به پای خویشتن
یا : من و تو هردو مایلیم ای شیخ
تو به محراب و من به ابروی یار
و : من و زلفین او نگو نسا ریم
لیک او بر گل است و من بر خار
جمع و تقسیم : یعنی چند چیز را در صفتی یا حالتی جمع کنند سپس آن صفات را بین چیزها قسمت کنند یا بر عکس اول قسمت کنند و سپس جمع نمایند .
نمونه ها :
مگر مشاطه بستان شدند باد و سحاب
که این ببستش پیرایه و آن گشاد نقاب
بی تو چو شمع کرده ام گریه و خنده کار خود
خنده به روز دل کنم گریه به روز گار خود
بلبل از شوق گل و پروانه از سودای شمع
هر کسی سوزد به نوعی در غم جانانه ای
جناس Pun ply on words – Paronomasia) ) و انواع آن : جناس یکی از آرایه های مهم در بخش صنعت لفظی است و در ایجاد موسیقی کلام تاثیر بسزایی دارد . جناس در یک عبارت یا بیت به کلماتی اطلاق می شود ؛ که از لحاظ تلفظ و نوشتاری نزدیک یا شبیه هم هستند اما از لحاظ معنا یی با هم متفاوتند . مانند دو کلمه روان (روح ) و روان (جاری ) .
گر به کاشانه ی رندان قدمی خواهی زد