غزل
مثل تمام روز ها دل تنگم امروز
با خود تمام روز را می جنگم امروز
ای رهگذر بنویس رویم هر چه خواهی
از درک احساس تو هم چون سنگم امروز
در من تمام واژگان متروکه گشتند
یا من فراموشی گرفتم ،گنگم امروز
گفتند: تا دیدار ما یک لحظه باقی است
باور مکن ، من خسته ام ، پالنگم امروز
من بر تمام ساز ها باید بخوانم
سرشار از آواز بی آهنگم امروز
+ نوشته شده در جمعه یکم آذر ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۲۱ ب.ظ توسط رحمن مرادزاده
|
گر به کاشانه ی رندان قدمی خواهی زد