غزل
کدام دامن از این غصه تر نخواهد شد
"که اشک در غم ما پرده در نخواهد شد "
نشاط سرو سهی دید باغبانی ،گفت :
ز شاخ این قد دلجو ثمر نخواهد شد
چنان کشیده زآتش مرا به خاکستر
که ذره ای زوجودم شرر نخواهد شد
مرا به یاد جوانی مخوان به بازی عشق
خزف به وصف مکرر که زر نخواهد شد
بهار شاید از این باغ بگذرد روزی
ولی جفای خزانش زسر نخواهد شد
حدیث زلف تو یا دل نوشته های شبم
از این دو قصه یکی مختصر نخواهد شد
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۴:۴ ب.ظ توسط رحمن مرادزاده
|
گر به کاشانه ی رندان قدمی خواهی زد